دقیقا یادم نیست فک کنم اواخر سال 87 بود که جرقه های اولیه دوستیم خورد . تو یه دانشگاه تو یه شهری شلوغ با مردمی رنگارنگ . شروع جالبی داشتیم یادمه تا صبح برای اولین بار مشغول پیامک بازی بودیم یه بیقراری داستان ما...ما را در سایت داستان ما دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 239 تاريخ: پنجشنبه 30 خرداد 1398 ساعت: 11:04
یکی از شبای زمستون بوددقیق روزشو یادم نیستولی یادمه این اولین عکسی بود که کنار هم گرفتیمسال ها بعد موقعی که تنها بودم هر وقت غروب میشد یاد اون روز ها می افتادمولی الان همه اون روز ها رو جبران کردیم داستان ما...ما را در سایت داستان ما دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 245 تاريخ: پنجشنبه 30 خرداد 1398 ساعت: 11:04
دلم براي کسي تنگ است که دل تنگ استدلم براي کسي تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هديه مي دهد دلم براي کسي تنگ است كه با زيبايي کلا مش مرا در عشقش غرق مي کنددلم براي کسي تنگ است که تنم آغوشش را مي طلبد داستان ما...ما را در سایت داستان ما دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 176 تاريخ: پنجشنبه 30 خرداد 1398 ساعت: 11:04
وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای منو نازنین ترین پسر دنیا بعد از 11 سال باز باهم خواهیم بود,کنار هم تا ابدیت خدا جونم خودت خان 5 مرحله 2 رو به خوبی بگذرون همه او داستان ما...ما را در سایت داستان ما دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 207 تاريخ: پنجشنبه 30 خرداد 1398 ساعت: 11:04
بعد 11 سال انتظار بالاخره روز 23 خرداد سال 1398 منو تو جلویچشم همه مال هم شدیم. مال هم بودیم ! ولی خوب الان دیگه همه دنیا میدونن. فقط میتونم بگم خیلیدوست دارم .روزهای شگفت انگیزی سر راه ما هست. من فکر داستان ما...ما را در سایت داستان ما دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 179 تاريخ: پنجشنبه 30 خرداد 1398 ساعت: 11:04